تبليغاتX
دیگه چی؟.......
دیگه چی؟.......
.... 
قالب وبلاگ
این هم چندتا اسلاید  زیبا از برترین ایرانی ها در سراسر دنیا...


دانلود


[ یکشنبه هجدهم دی 1390 ] [ 20:42 ] [ .... ] [ ]
خودتون نگاه کنین بهتره....


دانلود

[ یکشنبه هجدهم دی 1390 ] [ 12:51 ] [ .... ] [ ]
از اونجایی که انرژی هسته ای حق مسلم ماست پس حتما فایل زیر رو دانلود کنید...

و نظر یادتون نره!!

download 36KB

[ شنبه هفدهم دی 1390 ] [ 17:37 ] [ .... ] [ ]

بوسه

در دو چشمش گناه می خنديد

بر رخش نور ماه می خنديد

در گذرگاه آن لبان خموش

شعله ئی بی پناه می خندي

شرمناك و پر از نیازی گنگ

با نگاھی كه رنگ مستی داشت

در دو چشمش نگاه كردم و گفت:

بايد از عشق حاصلی برداشت
سايه ئی روی سايه ئی خم شد

در نھانگاه رازپرور شب

نفسی روی گونه ئی لغزيد

بوسه ئی شعله زد میان دو لب.....
......

[ شنبه هفدهم دی 1390 ] [ 15:57 ] [ .... ] [ ]
در سالهای خیلی دور خیلی خیلی دور زمانی که هیچ آدم و حوایی نبود

درجزیره ای که هیچگاه پای هیچ انسانی به آن نخورده تمام حواس زندگی می کردند

شادی - غم -عشق -غرور و ...

خبر رسید که به زودی جزیره به زیر آب خواهد رفت

همه ساکنین جزیره قایق هایشان را آماده کرده وجزیره را ترک میکردند.

اما عشق می خواست تا آخرین لحظه با جزیره بماند زیرا که عاشق جزیره بود....

وقتی جزیره به زیر آب می رفت عشق از ثروت که با قایق باشکوهش جزیره را ترک می کرد کمک خواست

اما ثروت گفت "نه قایق من پر از طلا و نقره است جایی برای تو ندارم"

 پس عشق از غرور که با کرجی زیبایی راهی مکانی امن بود کمک خواست...

برای دیدن ادامه به ادامه مطلب بروید لطفا!!




ادامه مطلب
[ جمعه شانزدهم دی 1390 ] [ 18:46 ] [ .... ] [ ]
بازم سلام داشتم آرشیو مطالبم رو مرور میکردم که چشمم به یه مطلب خیلی جالب افتاد فکر کردم که بد نیست شما ام یه نگاهی بهش بندازید واسه من که جالب بود!!

************************


فرض کنيد...


به شما،
(انسان ساده / معمولی / بازاری / دانشمند / محقق / سیاسی)
این امکان را می دهندکه
یه رئیس برای دنیا انتخاب کنید که بتونه
دنیا رو به بهترین وجه اداره کنه و صلح و ترقی
و خوشبختی رو به بشریت ارمغان بده
بین این سه داوطلب کدوم یکی رو انتخاب میکنید؟

قبلش یه سوال:
باز هم فرض کنید شما یک مدد کار اجتماعی هستین
و زن حامله ای میشناسید که هشتا فرزند داره سه بچه ی
ناشنوا، دوبچه ی کور ویک عقب مانده در ضمن این
خانم خود مبتلا به مرض مهلک سیفیلیس است..
از شما مشروت میخاد آیا سقط جنین بکند یا خیر؟
 خب مسلمه که جوابتون مثبته!!
******************

حالا اون سه کاندیدای ریاست جمهوری:
کاندیدای اول:
او با سیاستمداران رشوه خوار وبدنام کار میکند
ازفالگیر، غیب گو و منجم مشورت میگیرد
درکنار زنش دوتا معشوقه داره. شدیدا سیگاری بوده
روزی هم ده لیوان مشروب (مارتینی) میل میفرمایند!
 

و کاندیدای دوم:
 
از دومحل کار اخراج شده تاساعت دوازده ظهر میخوابد
رمدرسه چندین بار رفوزه شده.
درزمان جوانی تریاک میکشیده و تحصیلات آنچنانی نداره
ایشان روزی هم یک بطر ویسکی می خوره. بی تحرک و چاق هم هست

و اما کاندیدای آخر:
 
دولت و کشورش به ایشان مدال شجاعت داده . گیاه خوار بوده و دارای
سلامت کامل بوده و به سیگار ومشروب اکیدا دست نمیزند.


این بارهم مسلما جواب شما شخص سوم خواهد بود!!
   برای خواندن ادامه مطلب به ادامه مطلب بروید لطفا!!


ادامه مطلب
[ پنجشنبه پانزدهم دی 1390 ] [ 18:10 ] [ .... ] [ ]

دنیا که شروع شد زنجیر نداشت. خدادنیا رو بی زنجیر آفرید. آدم بود که زنجیر را ساخت. شیطان کمکش کرد. دل زنجیر شد؛ عشق زنجیر شد؛ دنیا پر از زنجیر شد؛ وآدم ها همه دیوانه زنجیری؛

خدا دنیای بی زنجیر می خواست. نام دنیای بی زنجیر اما بهشت است.

امتحان آدم همین جا بود. دستهای شیطان از زنجیر پر بود.

خدا گفت زنجیرت را پاره کن. شاید نام زنجیر تو عشق است.

یک نفر زنجیرهایش را پاره کرد. نامش را مجنون گذاشتند. مجنون اما نه دیوانه بود و نه زنجیری.

این نام را شیطان بر او گذاشت. شیطان آدم را در زنجیر می خواست.

لیلی مجنون را بی زنجیر میخواست. لیلی می دانست خدا چه می خواهد.

لیلی کمک کرد تا مجنون زنجیرش را پاره کند. لیلی زنجیر نبود....

لیلی نمی خواست زنجیر باشد

لیلی ماند... زیرا لیلی نام دیگر آزادی ست

***عرفان نظر آهاری ***


دیگه امیدوارم لیلی شما ام پیدا بشه ....



برچسب‌ها: لیلی نمی خواست زنجیر باشد
[ پنجشنبه پانزدهم دی 1390 ] [ 11:16 ] [ .... ] [ ]

من از نهایت شب حرف میزنم / من از نهایت تاریکی / واز نهایت شب حرف میزنم / اگر به خانه من آمدی / برای من ای مهربان چراغ بیار / ویک دریچه که از آن / به ازدحام کوچه خوشبختی بنگرم

تولدی دیگر

 نه اینو نگفتم که یعنی خیلی افسرده م فقط همینجوری داشتم کتابمو ورق میزدم اینو دیدم جالب بود برام

امروز بعد هفته ها برگشتم خونه آخییییییییییییییییییییش چه خوبه خونه نه سر و صدایی نه درسی نه کلاسی  نه ظرف شستنی نه آشپزی نه هیچی همه چی حاضر و آماده نه تاسیساتی نه خاموشی نه...آخی چقد خوب خونه!!!

اینم یه فنجون چای خوش رنگ که خودم درستش نکردم و هیچ زحمتی ام واسش نکشیدم.....


[ چهارشنبه چهاردهم دی 1390 ] [ 23:15 ] [ .... ] [ ]
سلام

دیگه چی....
دیگه هیچی اینجا جای خوبیه... یه جای خوب واسه گفتن پراکنده های تو ذهنم امروز یهو به سرم زد که یه کار جدید بکنم نمی دونم کار جدیدیه یا نه آخه خیلیا قبل من وبلاگ ساختن.......... خب منکه نگفتم جدید واسه همه واسه خودم جدیده!!!

به هر حال واسه من جالبه....

بزارین اول دیگه چیای خودمو بگم دیگه من دانشجو ام ولی هنوز خودمم دقیق نمی دونم دانشجوی چی ام آخه هنوز چیزی نفهمیدم هر وقت فهمیدم بهتون می گم ، فکر نمی کنم آدمای زیادی پیدا بشن که تو دوره کاردانی باشن و بدونن چی می خونن آخه هرچی که من از رشته م می دونم و شما ام می دونین.دیگه یه دختر 18 ساله همه چی دون هیچی ندون ام که معمولا خیلی جدی گرفته نمی شم و خیلی جدی نمی گیرم و خیلی دیگه های دیگه که اگه بگم همینجوری باید بگم و تمومی نداره....

دیگه تو ادامه مطلب چندتا از عکسای مورد علاقه م رو می زارم احتمالا خوشتون بیاد آخه من خیلی خوش صلیقه م....


ادامه مطلب
[ چهارشنبه چهاردهم دی 1390 ] [ 16:55 ] [ .... ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

تبادل لینک

فروش بک لینک